ماهيت و فلسفه تكنولوژي آموزشي

0
345

فلسفه شكل گيري تكنولوژي آموزشي

چند دهه اي بيش نيست كه اصطلاح “ تكنولوژي آموزشي ” جائي براي خود در فرهنگ تعليم و تربيت جهان اختصاص داده است . قبل از آنكه كاربرد تكنولوژي آموزشي با مفهوم جديد و مترقي آن مطرح شود ، برنامه ريزان و معلمان در راه بهبود امر تدريس و حصول نتايج بهتر آموزش از مواد و وسايل آموزشي با مفهوم “ سمعي و بصري ” آن كمك مي گرفتند

امروزه اصطلاح “ تكنولوژي آموزشي ” مفهومي مترقي و تكامل يافته را به همراه دارد و زمينة بهره گيري از آن صرفاً به كاربرد مواد و وسايل آموزشي خلاصه نمي شود و مفهومي جديدتر و وسيع تر ي به همراه دارد و مي توان آن را به مهندسي آموزش تشبيه نمود

از نظر لغوي (( تكنولوژي ، واژه مركبي است كه از دو واژة مستقل تكنيك Technique   ( به معني راهكار ، روش اجراي كار ) و لوژي Logy ( به معني ساخت ) درست شده است . پس : تكنولوژي يعني شناخت راهها و روشهاي كار و عمل ))

و براين اساس مي توان نتيجه گرفت كه تكنولوژي آموزشي عبارت است از شناخت راهكارهاي آموزشي و روش اجراي كارهاي آموزشي همانطور كه در بالا اشاره شد با اينكه زمان زيادي از شكل گيري اين علم نگذشته تغيير و تحولهاي زيادي در آن به وجود آمده، اين تغيير و تحولها را در ( ۵ ) مرحله بررسي مي كنيم كه آغاز آن از  حدود سال ۱۹۰۰ ميلادي است و بتديج گسترش يافته و ماهيت آن تغيير محسوسي داشته است .

الف – مفهوم تكنولوژي آموزشي:

تکنولوژی آموزشی ترکیبی از دو کلمهEducational  ( آموزشی ) و Technology       ( شناخت راه ها و روش های کار و عمل ) می باشد. کلمه Technology شامل دوبخشTechnique  به معنای ( راهکار، روش اجرای کار ) و Logy به معنای ( شناخت ) می باشد.در نتیجه Educational Technology عبارت است از شناخت راهكارهاي آموزشي و روش اجراي كارهاي آموزشي.

ب – تاريخچة شكل گيري و توسعه:

۱ – مرحله اول ( ابزار و وسايل )

اين مرحله مصادف بود با اختراع دستگاه‌هاي مختلف، مانند دوربين عكاسي ، پرژكتور ، گرامافون كه همگي آنها در ابتدا جنبة تفريحي داشته ولي كم كم توسط معلمين در كلاس درس مورد استفاده قرار گرفته اند .

۲ – مرحله دوم ( مواد آموزشي )

در اين مرحله تحقيقاتي توسط معلمين براي بررسي فوايد استفاده از وسايل فوق در امر آموزش صورت گرفته و همچنين صاحبان صنايع نيز اختصاصاً وسايلي را جهت كاربرد در آموزش ساخته‌اند .

۳ – مرحله سوم ( نظام هاي درسي )

در اين مرحله مشخص شد صرفاً آوردن دستگاه در موارد مربوطه كافي نيست و نياز به ايجاد تغيير و تحولهاي همه جانبه در امر آموزش احساس شد و مشخص شد كه آموزش به عنوان يك سيستم است و تغيير و تحولها بايد همه بخشهاي اين سيستم را شامل شود . و بايد با يك ديد سيستمي به آنها نگريست . بايد مدارس تجهيز شوند ، معلمان بازآموزي شوند ، كتابها تطبيق شوند و … در واقع مي‌توان گفت مطابق شدن كلي اجزاي تشكيل دهنده اين سيستم با هم .

۴ – مرحله چهارم ( نظام هاي آموزشي )

در اين مرحله مشخص شد كه تنها نظام مدرسه مطرح نمي‌باشد بلكه مدرسه خود جزئي از يك نظام بزرگتر است يا به عبارتي ديگر جزئي از يك سيستم بزرگتر كه عوامل مؤثر ديگري در آن دخيل هستند منجمله پدر و مادر فراگيران ، فراگيران ، نيازهاي جامعه علاوه بر نيازهاي خاص فراگيران و غيره كه بايد مورد توجه واقع شوند و در اين مرحله متخصصان ، طراحان سيستم‌هاي آموزشي ، برنامه ريزان اقتصادي ، جامعه شناسان و غيره درگير شكل دادن نظام‌هاي آموزشي هستند .

۵ – مرحله پنجم ( نظام هاي اجتماعي )

در اين مرحله تكنولوژي آموزشي بيشتر به عنوان يك فلسفة حاكم بر جامعه مطرح مي شود ، ديد و نگرش فلسفه در عام و كل كشور ، هدف تكنولوژي در اين مرحله عبارت است از توسعة اجتماعي ، رشد و توسعة كشور ، سازمانها و نهادهاي مرتبط با آموزش و در نهايت كمك به پيشرفت جامعه .

تنظيم: سيد امين موافقي ( كارشناس تكنولوژي آموزشي )

افزودن دیدگاه