اهداف آموزش مجازي

0
334

 بدون در نظر گرفتن زيرساخت هاي آموزش مجازي و اهداف آن، نمي توان به پياده سازي و اثربخشي آن اميدوار بود. لازم است قبل از هر گونه تصميم گيري، اين زير ساختارها را شناسايي و سپس نسبت به پياده سازي آن در راستاي اهداف آموزش مجازي اقدام نمود. شايان ذکر است اهداف آموزش مجازي با آموزش از راه دور اگر چه سنخيت دارد ولي متفاوت مي باشد. بحث آموزش مجازي در ايران جزو بحث هاي روز است و اکثر صاحب نظران در اين باره اظهار نظر مي کنند. اما در مورد آموزش مجازي اگر بخواهيم اصولي به آن بپردازيم بايد به يک سري نکات که زير ساخت هاي آن هستند توجه کنيم، اين زير ساخت ها عبارتند از: -۱ زير ساخت هاي “مخابراتي” که هر چند در ايران امکانات مخابراتي مطلوب نيست ولي با ورود تکنولوژي هاي نوين در آينده نزديک اين ضعف برطرف خواهد شد و به احتمال قوي اين بخش جلوتر از ساير بخش هاي آموزش مجازي خواهد بود ولي متاسفانه در حال حاضر اساس کار آموزش مجازي را بر همين نکته يعني تهيه سخت افزار و ايجاد ارتباطات مخابراتي گذاشته اند. -۲ دومين مسئله ” فنون همکاري” و يکي از مهمترين زير ساخت ها است. اين مبحثي است که اروپائي ها خود حتي بيشتر از مفاد آموزشي روي آن تاکيد دارند. به عنوان مثال فردي که پشت کامپيوتر نشسته و از طريق اينترنت در رشته اي دکترا گرفته است يعني فردي که ارتباطات اجتماعي نداشته چگونه مي تواند فردا مدير موسسه يا سازماني شود که ۳۰ يا ۴۰ نفر کارمند دارد و آن را هدايت و رهبري کند. “فنون همکاري” حتي در بخش مطالعات دسته جمعي و همکاري روي متون در درس ها هم مطرح است. -۳ نکته بعدي ” مفاد آموزشي” است. مفاد آموزشي در آموزش مجازي با آموزش سنتي کاملا متفاوت است و با همين مفاد اگر بخواهيم آموزش مجازي راه بيندازيم اشتباه محض خواهد بود. مفهوم آموزش مجازي، تنها تبديل متون درسي سنتي به متون کامپيوتري نيست، در آموزش مجازي ۴۰ يا ۵۰ درصد متن آموزشي از طريق استاد ارائه مي شود و بقيه درس از طريق همکاري و ارتباط دانشجويان تعيين و تدوين ميشود يعني موضوع اصلي را استاد ميگويد و بقيه موارد از طريق ايده ها، کارها، پژوهش ها و تحقيق هاي خود دانشجويان تکميل مي شود. بر همين اساس اينجا بار ديگر بحث “فنون همکاري” مطرح مي شود. اگر دانشجويان با يکديگر همکاري نداشته باشند آموزش مجازي موفق نخواهد بود. در حال حاضر يکي از مشکلات ما در دانشگاه ها همين است که کارهاي پژوهشي بسيار کم صورت مي گيرد و موفقيت هايي هم که صورت گرفته، بيشتر صورت گرفته است. در آموزش مجازي بخش اصلي مبحث مطرح شده در کلاس را دانشجويان تعيين مي کنند به طوري که به عنوان مثال مباحث صورت گرفته يا تحقيق ها و پروژه هاي انجام شده روي يک واحد درسي در ترم هاي بعدي متفاوت است.

به روز آوري اطلاعات و مباحث انجام شده کاملا به روز و بر اساس ابداعات واکتشافات صورت گرفته است يا پيشرفت هايي که در آن زمينه به وجود آمده خواهد بود. بدين ترتيب گروه هاي تحصيلي با هم متفاوت خواهند بود، به عنوان مثال در درسي مثل کامپيوتر شايد گروهي علا قمند به کار در زمينه نرم افزار، عده اي سخت افزار و عده اي در زمينه “داده ها” باشند. بنابر اين مفاد آموزشي نيز کاملا متفاوت خواهد بود. هدف آموزش مجازي، تبديل آموزش سنتي به مجازي نيست بلکه آموزش هاي تخصصي با شيوه هاي مدرن است. شعار آموزش مجازي آموزش براي همه کس و براي همه سنين است. ما بايد ببينيم امکان ارائه چه چيزهايي از طريق آموزش سنتي وجود ندارد که آنها را از طريق آموزش مجازي ارائه کنيم. ما بايد از امکانات در جهت بهبود، نه جايگزين کردن آنها استفاده کنيم. بعضي از کشورها که مشکل کمبود دانشجو دارند آموزش مجازي را جايگزين آموزش سنتي کرده اند، چون مقرون به صرفه نخواهد بود براي درسي با دو نفر در يک منطقه کلاس داير کنند و استاد بفرستند، اما در ايران ما مشکل تراکم دانشجو داريم و با اعزام يک استاد پروازي به دورترين نقطه، امکان تشکيل کلاس با ظرفيت کامل هست. پس ما نبايد آموزش مجازي در ايران را از روي آموزش مجازي کشورهاي غربي کپي برداري کنيم، چون هدف ما متفاوت از هدف آنهاست. هدف آموزش مجازي در ايران بايد روي دروس و رشته هايي متمرکز شود که امکاناتمان کمتر است و يا سيستم آموزش سنتي ما جوابگو نيست. ساير کاربردها در خصوص ساير کاربردهاي آموزش مجازي ما حتي مي توانيم براي افزايش مهارت کارمندان و کارگران از اين شيوه استفاده کنيم و آموزش هاي خاصي را براي شاغلين در سازمان ها، براي به روز کردن اطلاعات و مهارت هايشان ارائه  دهيم. الان تلاش مي شود ارتباط از طريق کامپيوتر افزايش يابد يعني کتابي که قيمتش ۲۰۰۰ تومان است روي کامپيوتر گذاشته اند و دانشجو مجبور است براي Downloab کردن آن از طريق اينترنت ۴۰۰۰ تومان پول بدهد. آموزش سنتي بايد ادامه يابد، آموزش مجازي هرگز جايگزين آموزش سنتي نخواهد شد. به همين دليل براي آموزش مجازي يا بايد وزارتخانه جدا  گانه اي داشته باشيم يا اين که آن را مستقيما در يک زيرشاخه مستقل زير نظر “آموزش عالي” يا “IT” قرار دهيم، مثل دانشگاه پيام نور که مستقلا زير نظر وزارت آموزش عالي کار مي کند. شيوه هاي جذب دانشجو در مورد شيوه هاي جذب دانشجو در دانشگاه هاي مجازي بايد از پايه شروع کرد، يعني دانشجوياني جذب شوند که آمادگي براي آموزش مجازي را دارند. الان دانشگاه هاي کشور سعي مي کنند با ورود تکنولوژي و کامپيوتر به سمت آموزش مجازي حرکت کنند، در حالي که اين اشتباه است، چون آمادگي لازم را در دانشجويان ايجاد نکرده اند، مثل دانشجوياني که داوطلب تحصيل در دانشگاه پيام نور شده اند و از هر جهت خود را براي اين نوع آموزش آماده نموده و شرايط آن را پذيرفته اند. ما نمي توانيم دانشجو براي دانشگاه سنتي بگيريم و بعد بخواهيم بخشي از آنها را به شيوه آموزش مجازي تربيت کنيم. براي آموزش مجازي بايد مديريت واحد، دانشگاه واحد و دروس واحد داشته باشيم. يکي از نکات مهم در آموزش مجازي و Online بحث امنيت است ولي هنوز تقلب در دانشگاه ما وجود دارد. چگونه مي توان امنيت را در آموزش مجازي برقرار کرد؟ امنيت همچنين به مسائل شبکه بر مي گردد. يعني آيا تضميني هست که سئوال استاد صحيح و کامل به دست دانشجو برسد و يا جواب دانشجو به استاد برسد و در شبکه کامپيوتري تغيير داده نشود يا حتي از بين نرود؟ بايد مسئله صفر تا بيست حل شود و روحيه عدم تقلب در افراد به وجود آيد. علاوه بر اين، امکانت مخابراتي ما هنوز در حدي نيست که بتوان به طور کامل از آموزش مجازي در همه شهرها استفاده کرد. هر چند همانطور که قبلا گفتم با ورود تکنولوژي جديد اين مسئله قابل حل است. در حال حاضر اکثر دانشگاه هاي بزرگ دنيا در ايران نمايندگي تاسيس کرده اند. گر چه وزارت علوم آنها را قبول ندارد و به رسميت نمي شناسد ولي آنها اين کار، يعني آموزش مجازي را با گرفتن دانشجو شروع کرده اند. در شهرهاي بزرگ چند مرکز آموزش مجازي وجود دارد که مردم هم جذب آنها شده اند. درحال حاضر نمي توان مانع افراد شد که در دانشگاه مجازي کمبريج، آکسفورد يا استراليا درس نخوانند. اگر ما مي خواهيم موفق باشيم بايد هر چه سريعتر برنامه ريزي و زير ساخت ها را پي ريزي کنيم تا بتوانيم نتيجه قطعي بگيريم. عقب ماندگي از زمان اگر بخواهيم ابتدا زير ساخت ها را پي ريزي کنيم و بعد وارد مرحله بعدي شويم عقب هستيم، ولي بايد از تجربيات دانشگاه هاي بزرگ دنيا استفاده کنيم. آنها به موازات فعاليت شان، امکانات محدود آموزش مجازي را به وجود آورده اند. در کشورهاي غربي، همزمان تحقيقاتي در مورد “فنون همکاري” و “مفاد آموزشي” صورت مي گيرد. ما هم مي توانيم همزمان مراحل بعدي را شروع کنيم، اما اگر الان بدون اين تحقيقات، بلافاصله آموزش مجازي را راه اندازي کنيم، کار را ناقص شروع کرده ايم و اين نوع آموزش مجازي، در واقع نشر الکترونيکي همان کتب آموزش سنتي است. در اروپا سال ها روي اين بخش ها کار شده و بيشتر تحقيقاتشان روي فنون همکاري و ستون آموزشي بوده است، نه مسائل فني مربوط به آن. مسائل فني %۲۵ بحث آموزش مجازي را تشکيل مي دهند. در بحث آموزش مجازي حتي مسئله انتشار عمومي تحقيقات مطرح است. يعني يک متن تحقيقي حتما نبايد در اختيار افراد و نهادهاي خاص قرار گيرد، بلکه بايد انتشار عمومي پيدا کند تا همه بتوانند از آن استفاده کنند و در باره آن اظهار نظر کنند. حتي با ورود به آموزش مجازي بايد بودجه هاي تحقيقاتي را دگرگون کنيم. آخرين تحولات در اين زمينه در خصوص تازه ترين خبر در زمينه آموزش مجازي در ايران، شنيده شده است که مسئولان آموزش عالي و برخي مقامات ذيربط جلسه اي تشکيل داده اند و مي خواهند دانشگاه پيام نور را مجازي کنند که اين غلط است، چون همان کتاب هايي را آموزش مي دهد که دانشگاه هاي سنتي آموزش مي دهند منتهي هدفش دسترسي يک سري افراد به اين مراکز و آموزش هاي آن بوده که بسيار چيز خوبي است، اما نبايد آن را تبديل به آموزش مجازي کنيم، چرا که پيام نور آموزش از راه دور است که بايد بماند و نياز به آن هم زياد است. در حالي که آموزش مجازي براي هدف ديگري است و نحوه پياده سازي آن متفاوت است.

نويسنده : محسن گرامي net.icbe.www

افزودن دیدگاه